

استاد هوشنگ حکمتی
استاد هوشنگ حکمتی متخلص به سروی (۱۳۱۵–۱۴۰۲) در شیراز متولد شد و از نوادگان علیاصغر حکمت بود. از سال ۱۳۳۶ بهعنوان دبیر آموزشوپرورش در شیراز به تدریس رشتههای گوناگون پرداخت و همزمان در دانشگاه شیراز تاریخ و جغرافیا خواند و تا سال ۱۳۷۴ در آموزش فعال بود. او حضوری مؤثر در محافل ادبی و فرهنگی شیراز داشت و حاصل اندیشههایش در آثاری چون معلم پیر ادبیات ما، گنجنامه و کلک جوهری نمود یافت. آثار او سرشار از مضامین فلسفی، هستیشناسانه و تأملات انسانی، با تأکید بر وحدت، عشق و نفی خودمحوری است. حکمتی متفکری ژرفاندیش، فروتن و آزاداندیش بود که اصلاح جامعه را در محبت مطلق میدید. وی در ۳ آبان ۱۴۰۲ بر اثر ایست قلبی درگذشت.








مجموعه غزلیات
استاد سروی اشعار خویش را با مزامین عارفانه و در قالب غزلیات و با سبک عراقی آغاز مینماید که بصورت خلاصه در تعداد 68 عدد غزل به رشته قلم به محک به تحریر در میآورد. حرارت مهر چنان در اشعار ایشان به ذوق به گُل مینشیند و وجد را با ثمره عشق به نقش میکشد که در هر مصرع و بیت، تنور داغ حیات را در جمع اضداد در وحدت مطلق در حرکت مدام مستدام میبیند و توان خود را در عرصه غزل با چند سروده ناب پیشکش به جمیع عاشقان عالم مینماید تا از آن شراب ازلی همچنان در نشئه جاودان بقاء بیابند.
مجموعه تک بیتیها
در تبلور ذوق بیحد، گزیدهگوئی را به مثال یک جمله جامع و گویا در سرودن تکبیت و یا بزعم استاد سروی نگین را در زنجیره کلام به قلاب میکشد و عصاره تفکر ناب را در بیان شرح موجز به نقد در چیدن دُر کلمات در صحنه میآراید تا در اذهان عموم و تاریخ فراگیر شود و گُل سرسبد در نقد تفکر و اندیشه به قله صعود کند و با عرضه تعداد 672 عدد تکبیتی، نگین صدف طول عمر خویش را همآوا با ترجمه انگلیسی تعداد 45 عدد از آن را به جامعه پیشکش مینماید و آن را آمیخته با هنر ظریف معماری بیادگار میگذارد.




مجموعه رباعیات
ژرف نگری در اعماق و ظهور اندیشه باور در طول مدت حیات چنان زبان استعداد را در خلاصه سرائی در رباعی از سیطره حکمت به کلام بارور می نماید که اوج اندیشه آزاد را در ابتداء در جلد اوّل گنج نامه با ارائه تعداد 198 عدد رباعی گرانقدر همراه با ترجمه انگلیسی آن و سپس در جلد دوّم گنج نامه با خلق تعداد 575 عدد رباعی به نقش جهان از خود جاودان بجا می گذارد. در اینجا استاد سروی متفکرانه به کنکاش به نقد، اندیشه را صیقل می دهد و نیش قلم را از سر زخم و درد به زبان شکوه از حلقوم تنگ جان و جهان بیرون می کشد و رشته تفکر انتقاد را به نقد به رشته تحریر در می آورد و همانند حکیم عمر خیام معمّا طرح می کند و معمّا می گشاید.
مجموعه مثنویات
ذهن پرسشگر و مطالبهگر استاد سروی لحظهای سکون نمییابد و همچنان در حال کنکاش از سؤال به پاسخ و از هر پاسخ به هر سؤال دیگر مفر مییابد و همچنان در اندیشه؟! چرا و چرا و ...؟! نبوغ تفکر در خلق و ارائه تعداد 47 عدد مثنوی عالی همچنان بر صفحه روزگار نقشآفرینی میکند و ذهن را به جستجو وا میدارد. در ابتدای کتاب گنجنامه میخوانیم که:
فربهیّ میش و آدم را نگر تا ازین سودا نمانی بیخبر
میش فربه میشود از خوردنی آدمی از سُفره سنجیدنی
آنزمان کاندیشه لاغر میشود آدمی از میش کمتر میشود
و در این اندیشه است که مثنویات ایشان، انسان را به تفکر و بازنگری و بازیابی فلسفه حیات وا میدارد.




جموعه نثرها
انتخاب کلمات در راستای ایجاد سخن و جمعآوری جملات در راستای ارائه تفکر در قریحه و نبوغ و توانمندی ژرف در آثار استاد سروی به بلوغ و تکامل به اوج، سر بر بلندای آسمان حریفان ادبیات سر میساید و نمود مییابد تا بدانجا که در نقش آفرینی معانی و تعبیرات ابیات غزلیات حضرت حافظ در کتاب کِلْک جوهری بقلم استاد همچون کلام شیوای حضرت حافظ قد بر میا فرازد و چون کلام موجز ایشان معجزه می نماید و بر تارک خورشید کلام جاودانه نورافشانی میکند. و در دیگر آثار وی از جمله 15 کتاب و مقاله و ... نمو میکند و متجلّی میشود. در اینجا نثر نویسی، دقت نظر، ظرافت در گزینش کلمات و پیوستگی معانی در قالب نظم برتر، به منظور جلال به کلام رخ مینماید و تا فراخنای اندیشه شکل میگیرد، جان مینماید و حیات جاودانه باز مییابد تا مجدداً رشد و نمو بازیابد.
مجموعه اشعار به سبک نو
در راستای قلم زنی به سبک اشعار نو استاد سروی نسبت به ارائه تعداد 52 عدد شعر نو در مجموعه آثار خود اقدام نموده که به صراحت کلام و انتقاد، نقد اندیشه را همچنان به عنوان دست آورد در قلم دستان خویش می فشارد و از نقش آن در راستای حرکت جاودان حیات و ره آورد گردونه جهان، باز می آفریند که:" ظلمت بتار بینهایت شب چنگ میزند آیا بُوَد بدایت صبح از طلوع مِهر آری بُوَد بمِهر آری بُوَد بمِهر" و ... در اینجا هر نقش از اشعار نقشی به فرادست است و انسان را وادار به تفکر و اندیشه ره می نماید.


